3 استراتژی برای ارتقای نام تجاری خود در Metaverse



متاورس چگونه به بازاریابان و استراتژیست های برند مرتبط است؟ به عنوان مثال، در حال حاضر یک انتقال آشکار از تجارت واقعی به متاورس وجود دارد، با شرکت هایی مانند نایک، وانس، گوچی، و بالنسیاگا (به نام چند) که حضور دیجیتالی را ایجاد می کنند.

با نگاهی خوش بینانه، متاورس فرصتی برای بازنشانی نام تجاری است. متاورس به دلیل ماهیت تجربی و همهجانبه خود، فرصتی برای برندهاست تا به روشی جدید با مصرف کنندگان ارتباط برقرار کنند.

داستانی بگویید تا نگرانی های متقابل مشتریان خود را کاهش دهید

ما دوست داریم احساس کنیم که بخشی از چیزی بزرگتر از خودمان هستیم. این به این دلیل است که مغز ما الگوهای اطراف خود را تشخیص می دهد و به آنها معنا می بخشد. به عبارت دیگر سوگیری روایی داریم. این به ما کمک می‌کند کنترل بیشتری داشته باشیم، رفتارهای دیگران را بهتر پیش‌بینی کنیم، و از قبل برنامه‌ریزی کنیم، و برای داشتن زندگی شاد و سازنده به این نیاز داریم.

استراتژیست های برند می توانند از این سوگیری نسبت به خلق روایت استفاده کنند. در متاورس، بیشتر مصرف کنندگان تازه وارد خواهند بود. با داشتن تداومی فراگیر بین دو جهان، «داستان‌ها» به آسان‌تر شدن دلهره فراسوی مصرف‌کنندگان کمک می‌کند و تصویر برند شما را در هر دو دنیا مستحکم می‌کند.

نه تنها این، بلکه به لطف اثر لنگر انداختن (جایی که تمایل داریم در هنگام تصمیم گیری های بعدی کمی بیش از حد به اولین اطلاعات ارائه شده به ما تکیه کنیم)، اگر اولین حرکت متاواژه برند شما باعث شود مصرف کنندگان احساس راحتی بیشتری کنند، آنها احساس راحتی خواهند کرد. آن را برای مدت طولانی به یاد داشته باشید (و به آن عمل کنید).

مشارکت Stella Artois با Zed Run، یک پلتفرم دیجیتال مسابقه اسب دوانی، نمونه کلاسیک این نوع بازاریابی موازی است. این غول آبجو به دلیل حمایت مالی خود از رویدادهای ورزشی در دنیای واقعی، به ویژه مسابقات اسب دوانی شناخته شده است. اسب‌های NFT که می‌توان آنها را پرورش داد، مسابقه داد و داد و ستد کرد، بنابراین مانند یک نقطه ورود متاورس ارگانیک به نظر می‌رسند. این جدید است، اما نه خیلی جدید، و تداعی برند Stella Artois را در ذهن مصرف کنندگان تقویت می کند.

چیزهای “جعلی” را به مشتریان خود اختصاص دهید

ما دوست داریم در دنیای واقعی متمایز باشیم، و متاورس هیچ تفاوتی ندارد. این تمایل در صنعت بازی به خوبی ثبت شده است. به عنوان مثال، در حالی که بازی Fortnite Battle Royale رایگان است، متوسط ​​​​بازیکن در نهایت 84.67 دلار خرج می کند که تقریباً 60 درصد آن را برای لباس شخصیت ها یا خود شخصیت ها خرج می کند.

این نیاز به منحصر به فرد بودن یک انگیزه ذاتی انسان است. ما دوست داریم نسبت به اطرافیانمان احساس خاص و متفاوتی داشته باشیم و این احساس حتی زمانی که ما و اطرافیانمان آواتارهای دیجیتالی هستیم ادامه دارد.

برندسازی متاورس موفق در این امر نقش خواهد داشت. عرضه‌های محدود محصول، توکن‌های دسترسی انحصاری به رویدادها، کلکسیون‌های منحصربه‌فرد که می‌توانند به آواتارهای دیگر نمایش داده شوند (مثلاً با پوشیدن آن‌ها) همه راه‌هایی برای دادن هویت اجتماعی منحصربه‌فرد در متاورس به مصرف‌کنندگان هستند. آنها احساس خاصی خواهند کرد. و وقتی احساس می کنیم خاص هستیم، برای چیزهای بیشتری برمی گردیم.

به عنوان مثال، “اتاق کلکسیونرها” – بخشی از تجربه باغ گوچی در Roblox – به کاربران اجازه می دهد تا آیتم های گوچی با نسخه محدود و دیجیتالی را که فقط در آن متاورس وجود دارند جمع آوری کنند. تنها از ارقام فروش اولیه خود (از فروش چیزهایی که به معنای واقعی کلمه واقعی نیستند) گوچی بیش از 3.5 میلیون دلار به دست آورد. این قدرت انحصار دنیای دیگر است.

تجربیات بدیع را ارائه دهید و مشتریان را خوشحال کنید

هیجان انگیزترین جنبه متاورس، ساختار ساختاری آن است. حتی آسمان هم حدش نیست دیگر محدودیت زمانی و مکانی وجود ندارد. این دنیایی است که به‌طور مزمن روشن می‌شود و می‌توان آن را از ابتدا برای مطابقت با وحشی‌ترین تخیل یک برند ساخت. از آن به خوبی استفاده کنید، و شما طلا زده اید.

استراتژی‌های بازاریابی سنتی با نگرانی‌هایی در مورد امکان‌سنجی، مقرون‌به‌صرفه بودن، وابستگی به مسیر، مقیاس‌پذیری محدود می‌شوند. در متاورژن، اینها بی ربط می شوند.

برای خرید لباس اقدام کنید. تجربه خرید سنتی هم برای برندها و هم برای مصرف کنندگان پر زحمت است: اندازه اشتباه. سفرهای بی پایان به اتاق های اتصالات؛ سهام مرده؛ گردش مالی بیهوده؛ بازپرداخت / بازگشت سردرد؛ دسترسی محدود به مخاطب منسوخ، خسته کننده، و شاید مهمتر از همه، برای همه درگیر است.

این برخلاف احساسات مورد نیاز برای هدایت رفتار مصرف کننده در وهله اول است. ما به نوآوری مداوم (و دوپامین آن) همراه با تنوع انتخاب (و حس کنترلی که با خود به همراه دارد) نیاز داریم تا به نوعی رفتار مصرف کننده را که برندها به دنبال آن هستند هدایت کنیم.

بنابراین، چگونه برندها می توانند از متاورس برای ارتقاء این تجربه مصرف کننده استفاده کنند؟ Dimension Studio را به عنوان مثال در نظر بگیرید. با ورود به استودیوی آنها، با 106 دوربین اسکن حجمی دریافت می کنید که یک نسخه واقعی دیجیتال انسانی از شما ایجاد می کند (تازه: بررسی). هر چیزی را که دوست دارید، در هر اندازه، هر چند بار که دوست دارید، با فشردن یک دکمه امتحان کنید، و در غیر این صورت در کسری از زمان شما را در فروشگاه می برد (انتخاب: بررسی کنید).

به نظر می رسد برای آنها کار می کند. Dimension Studio تنها در سال‌های 2020-2021 درآمد خود را دو برابر کرد و به 6.5 میلیون دلار رساند.

نظراتی که در اینجا توسط ستون نویسان Inc.com بیان می شود، نظرات خودشان است، نه نظرات Inc.com.