معنای Metaverse برای شرکت های B2B چیست؟

[ad_1]

وقتی از شرکت‌ها پرسیده می‌شود که چگونه شرکت‌ها با تحول دیجیتال همگام می‌شوند، تقریباً هر بازاریاب به متاورس اشاره می‌کند. با این حال، بسیار بعید است که آن بازاریابان زمانی که نوبت به تعریف متاورس واقعی و معنای آن برای کسب و کارشان می‌رسد، مطمئن باشند.

متاورس در چند سال گذشته به موضوعی فزاینده برای گفتگو در دنیای تجارت تبدیل شده است که در اکتبر 2021 هنگامی که فیس بوک به “متا” تغییر نام داد، شتاب گرفت. در آن زمان، آنچه قبلاً به عنوان تجربه‌های آینده‌نگر در نظر گرفته می‌شد و از طریق بازی و واقعیت مجازی (VR) قابل لمس بود، به سرعت تبدیل به یک قلمرو قابل دوام برای عملیات تجاری، تجارت و ایجاد جامعه شد.

در نظرسنجی آگوست 2021 که توسط Forrester انجام شد، 23 درصد از مصرف‌کنندگان آنلاین ایالات متحده گفتند که مایلند زمان بیشتری را برای کاوش متاورس صرف کنند و 19 درصد گفتند که مارک‌ها باید تجربیات برند بیشتری را در متاورس ایجاد کنند. گویی یک شبه، شرکت‌ها اکنون در تلاش هستند تا بفهمند چگونه می‌توانند از این قلمرو جدید استفاده کنند، زیرا می‌دانند که اولین حرکت‌کنندگان مزیت خواهند داشت. برندهایی مانند Louis Vuitton، Marriott و Chase که انگشتان پای خود را در متاورس فرو برده‌اند، در حال ایجاد موج هستند. در حالی که امروزه برندهای اصلی B2C ممکن است عناوین اخبار را به خود اختصاص دهند، همچنین فرصتی برای برندهای B2B وجود دارد تا سرگرم شوند.

به عنوان مثال، فراجهان حول مفهوم اجتماع و تعامل متمرکز است. برندهای B2B که زمانی به پارامترهای سفرهای تجاری گران قیمت و نمایشگاه‌های تجاری محدود می‌شدند، اکنون می‌توانند به صورت مجازی از طریق متاورس با تصمیم‌گیرندگان تجاری ارتباط برقرار کنند. این امر هزینه‌ها را به حداقل می‌رساند و در عین حال دسترسی به متخصصان محصول را به صورت ثابت‌تری به حداکثر می‌رساند و به بازاریابان این امکان را می‌دهد که در زمان‌بندی کمپین و انفجارهای تجاری فرصت‌طلبانه‌تر عمل کنند.

متاورس همچنین خط لوله‌ای را برای گروه جوان‌تر تصمیم‌گیرندگان کسب‌وکار فراهم می‌کند که با بازی بزرگ شده‌اند و ترجیح می‌دهند در کانال‌های دیجیتال کاوش و تبدیل شوند. این افراد نسبت به تجربه برند مجازی در زمینه نه به پنج خود بازتر خواهند بود و نه تنها تعامل، بلکه رسانه‌های با ارزش به دست آمده را از طریق دهان به دهان هدایت می‌کنند.

کارایی عملیاتی نیز وجود دارد که باید در نظر گرفته شود. همانطور که کارفرمایان از بیماری همه گیر بیرون می آیند و هزینه های عملیاتی خود را دوباره ارزیابی می کنند، متاورس راه حل جالبی برای همکاری تیمی، به ویژه در یک محیط کاری ترکیبی ارائه می دهد. ایجاد یک ردپای مجازی در متاورس می‌تواند هزینه‌های سربار گران مربوط به فضای اداری و لوازم را کاهش دهد، در حالی که به طور همزمان کارمندان از سراسر جهان را قادر می‌سازد تا در زمان واقعی با هم تعامل داشته باشند.

با این حال، برای اینکه یک برند محرک اول باشد، باید با موانع فعلی راحت باشد. یک تجربه متاورس واقعاً فراگیر امروزی وابسته به سخت افزار گران قیمت است که تحت سلطه هدست Oculus فیس بوک است (در حال حاضر در میانه تغییر نام تجاری به “Meta Quest”). اگرچه شرکت‌های دیگر به سرعت در حال ورود به بازار هستند، این مانع پرهزینه برای ورود ممکن است مانع پذیرش توسط مخاطبان گسترده شود.

یکی دیگر از موانعی که شرکت ها در متاورس با آن روبرو هستند، ایمنی و امنیت برند است. برخلاف کانال‌های دیجیتال سنتی که می‌توانند استانداردهای برند را از طریق تاکتیک‌هایی مانند لیست‌های سیاه و نظارت دقیق برند اعمال کنند، در این زمان متاورس به شدت به انطباق کاربر و اجرای دقیق برند وابسته است.

تا به امروز، بیشتر برندها انتخاب کرده‌اند که در تجربیات مجازی با دقت نظارت و نظارت فعال شوند و احتمال ایجاد سیب‌های بد یا تعامل بحث‌برانگیز را به حداقل برسانند. در نهایت، کارشناسان توافق دارند که تا زمانی که متاورز به بلوغ برسد، برندها باید بپذیرند که نسبت به گذشته کنترل کمتری بر بافت اطراف خود خواهند داشت. بنابراین، مارک ها چه کاری باید انجام دهند؟

ادغام با این روش جدید کار زمان می برد. در کوتاه مدت، رهبران کسب و کار باید ذهن خود را باز نگه دارند و این واقعیت را بپذیرند که به هر شکلی، متاورس اینجا باقی مانده است. چه از طریق موبایل، هدست یا نمایشگر، تجربیات دیجیتال همچنان در زندگی روزمره ما نفوذ می کند. برای این منظور، تلاش‌های بیشتری برای استخدام باید گسترش یابد تا نامزدهای دارای تجربه و اشتیاق در مورد واقعیت‌های افزوده و مجازی را شامل شود. شرکت‌ها همچنین باید در نظر بگیرند که نقاط بازرسی را در فرآیندهای دیجیتالی خود بگنجانند تا آزمایش فشار چگونه تجربیات دیجیتال و بهینه‌سازی‌ها ممکن است (یا ممکن است) در یک تجربه مجازی ادغام شوند. به عنوان مثال: آیا مناطق فرود پویا و درگیر در بین دستگاه ها هستند؟ آیا پیشنهادهای بلادرنگ (RTB) می توانند به یک تجربه مجازی تبدیل شوند؟

نکته مهم این است که برندها نباید اولویت بندی زیرساخت های شبکه و اقدامات امنیتی خود را برای به حداقل رساندن خطر حملات سایبری در اکوسیستم های دیجیتال امروز و فردا به تاخیر بیندازند.

در بلندمدت، شرکت‌ها باید سرمایه‌گذاری در متااورس و مالکیت معنوی (IP) را در نظر بگیرند. در حالی که این مصنوعات به اندازه دارایی های جاری ملموس نیستند، از آنجایی که اکوسیستم های دیجیتال در سراسر عمودی گسترش می یابند و مارک ها و مصرف کنندگان برای سهمی در بازی فریاد می زنند، شرکت هایی با چشم انداز و سرمایه گذاری اولیه در فضا یک قدم جلوتر از رقابت و یک قدم نزدیک تر خواهند بود. برای پرورش روابط با مشتری به صورت مجازی

برای بازاریابان، ملاقات با فرد مناسب با پیام مناسب در لحظه مناسب همیشه کلید موفقیت بوده است. در حالی که متاورس هنوز در مراحل ابتدایی خود است، چرخش کاملاً جدیدی را در این رویکرد قدیمی معرفی می کند و برندها و مصرف کنندگان به طور یکسان از دیدن فرصت هایی که آن قفل را باز می کند هیجان زده هستند.

نظراتی که در اینجا توسط ستون نویسان Inc.com بیان می شود، نظرات خودشان است، نه نظرات Inc.com.

[ad_2]