با قرار دادن اعداد تورمی، داستان سرایی داده را بیاموزید



ترجمه داده های انتزاعی به زبان روزمره یک مهارت اساسی برای کارآفرینان و رهبرانی است که در طیف وسیعی از زمینه ها کار می کنند. بسیار ضروری است که ارتباط داده ها جزء کلیدی کلاس های اجرایی در سطح فارغ التحصیلی است که در هاروارد تدریس می کنم.

به گفته هال واریان، اقتصاددان ارشد گوگل، “توانایی گرفتن داده ها – برای درک آنها و برقراری ارتباط آنها – یک مهارت بسیار مهم در دهه های آینده خواهد بود.”

از آنجایی که موضوع داستان سرایی داده می تواند یک کتاب را پر کند، تمرکز روی یک تاکتیک در یک زمان ارزشمند است. مهمترین چیزی که باید در مورد انتقال آمار، اعداد یا داده ها بدانیم این است که مغز ما برای پردازش اعداد بزرگ سیمی ندارد. اما ما برای داستان سرایی سیم‌کشی شده‌ایم و داستان‌ها مردم را درگیر می‌کنند.

بهترین راه برای برقراری ارتباط داده های انتزاعی، شخصی سازی آنهاست.

بیایید از گزارش تورم اخیر ایالات متحده به عنوان نمونه ای برای شخصی سازی داده ها استفاده کنیم. اعداد رسمی مارس زمانی که دولت گزارش داد که تورم 8.5 درصد نسبت به سال قبل افزایش یافته است، خبرساز شد. درصدها انتزاعی هستند و به سختی می توان ذهن ما را در اطراف آن قرار داد. به همین دلیل است که خبرنگاران ماهر و نویسندگان تجاری، اعداد و ارقام را با قرار دادن چهره در برابر اعداد انسانی می کنند.

به عنوان مثال، وقتی خبرنگاران تلویزیون از مردم عادی در خیابان پرسیدند که چه احساسی نسبت به تورم به بالاترین حد 40 سال اخیر دارند، هیچ کس نگفت که از افزایش 8.5 درصدی ناامید شده است. درعوض، آنها با عبارات مشخص در مورد معنای آن صحبت کردند.

یک خبرنگار یک ایستگاه تلویزیونی محلی در منطقه خلیج سانفرانسیسکو با یکی از ساکنان که در حال بار کردن مواد غذایی در ماشینش بود، گرفتار شد. او گفت: “این یک دلار اضافی به ازای هر گالن است که من می‌پردازم تا برای کار به شهر بروم. تخم مرغ‌های من نیز یک دلار بیشتر است. بنابراین همه چیز حداقل یک دلار بالا می‌رود، که، می‌دانید، جمع می‌شود.”

زمانی که تیمجله نیویورک تایمز از بیش از 2000 نفر پرسیدند که تورم برای آنها چه معنایی دارد، آنها از افزایش قیمت گاز، شیر، گوشت و گوشت گاو (به ترتیب) شکایت داشتند.

برخی از نظرات آنها عبارت بود از:

گاز. در پمپ دردناک است.

هرگز فکر نمی کردم که تخم مرغی را با قیمت 5 دلار ببینم.

بیکن به اندازه فیله مینیون گران است.

مردم آنقدر به اعداد و ارقام فکر نمی کنند که به یک چیز مهم تر فکر می کنند – خودشان. راز جلب توجه با داده ها، گرفتن آمار انتزاعی و شخصی سازی آن برای مخاطبان است.

شما می توانید و باید از اعداد برای حمایت از ایده خود استفاده کنید، اما به سرعت به سؤالی که شنوندگان شما درباره آن اعداد از خود می پرسند پاسخ دهید: برای من چه معنی می دهد؟

  • سرمایه گذاران شما اهمیتی نمی دهند که استارتاپ شما سالانه 12 درصد رشد می کند. آنها به فکر سود هستند. اگر توضیح دهید که نرخ رشد شما چگونه باعث کسب درآمد آنها می شود، آنها را برنده خواهید شد.
  • مشتریان شما اهمیتی نمی دهند که دوازده ویژگی جدید را در یک چهارم به نرم افزار خود اضافه می کنید. اما اگر توضیح دهید که چگونه این ویژگی‌ها زندگی آن‌ها را آسان‌تر یا سازنده‌تر می‌کنند، آنها را برنده خواهید شد.
  • رئیس شما اهمیتی نمی دهد که پایگاه داده جدید 6.8 درصد سریعتر از پایگاه داده قدیمی اجرا شود. نشان دهید که چگونه سرعت آن باعث صرفه جویی یا سود شرکت می شود و بر رئیس خود پیروز خواهید شد.

آمار برای مخاطبان شما اهمیت چندانی ندارد، اما اگر اعداد و ارقام را به صورت دقیق و شخصی توضیح دهید، می نشینند و توجه می کنند. داده ها را انسانی کنید و به عنوان یک ارتباط دهنده عالی و یک عضو ضروری تیم در نظر گرفته می شوید.

نظراتی که در اینجا توسط ستون نویسان Inc.com بیان می شود، نظرات خودشان است، نه نظرات Inc.com.