این اولین دلیل شکست 65 درصدی کسب و کارها در 10 سال اول است.



در دوران رو به نزول همه‌گیری، دانش‌آموز UCLA Manaav Mehta یک تجارت راه‌اندازی کرد. این پیچیده یا باشکوه نبود، اما در لحظه مناسب بود: پلتفرمی به نام Bolo که به دانش‌آموزان اجازه می‌داد بدون دردسر تنظیم فرآیندها و ابزارهای مختلف برای استفاده‌های مختلف، گفتگوهای بی‌وقفه‌ای در مورد درس، فعالیت‌های فوق برنامه و زندگی دانشگاهی داشته باشند. موارد حتی بهتر از آن، به پایگاه داده مدرسه متصل شد و کاملاً امن بود.

راه حل ساده، متناسب با لحظه، و نقشه برداری برای یک نیاز خاص بود: ارتباطات دیجیتالی واضح و قابل دسترس در حالی که مدارس به آرامی از یادگیری مجازی به کلاس درس باز می گشتند.

داستان‌هایی مانند این، همانطور که در CNBC انجام شد، تا حد زیادی به دلیل زودهنگام بودن خالق است. اما در حالی که کارآفرینان جوان شایسته ستایش هستند، موفقیت آنهایی که در اخبار مطرح می‌شوند به زودی‌بودگی آنها نیست، بلکه به توانایی آنها در تشخیص یک مشکل و یافتن راه‌حل ساده مربوط می‌شود.

برعکس، در عصر «مخزن کوسه» و نمایش‌های مشابه، زرق و برق راه‌اندازی کسب‌وکارهای مبتنی بر محصول بیشتر حول نوآوری چشمگیر و اصالت محصول به نظر می‌رسد. خلقت چقدر تازه و بیرون از جعبه است؟ هرچه جسورانه‌تر آن کادر را بررسی کند، به نظر می‌رسد که سرمایه‌گذاران و عموم مردم بیشتر به آن توجه خواهند کرد.

اما ایجاد مهتا ما را به نان و کره مشاغل موفق بازمی گرداند: راه حل هایی که مستقیماً به مشکلات یا نیازها می پردازند.

یک ابزار حیله‌گر، اسباب‌بازی‌های جدید پر زرق و برق – همه اینها در نگاه اول پر زرق و برق و شاید حتی قانع‌کننده هستند. اما در پایان روز، یک کسب‌وکار از مشتریان می‌خواهد که پولی که به سختی به دست آورده‌اند را برای به دست آوردن آن کنار بگذارند. این سوال را برای هر خریدار ایجاد می کند: “آیا این چیزی است که من نیاز دارم یا می خواهم؟ آیا مشکلی برای من حل می کند؟” اگر پاسخ منفی باشد، شرکت دست و پا می زند – و بیش از آن احتمالاً می میرد.

قطعه دیگری در این پازل حل مسئله وجود دارد – یکی شبیه به دام کلاسیک نویسندگان. ما نباید در مورد چیزهایی که نمی دانیم بنویسیم. استدلال‌ها و روایت‌های ما در بهترین حالت خالی و در بدترین حالت خانه‌ای از کارت‌ها خواهند بود. همین امر در مورد مشاغل نیز صادق است. ساختن پایه ای بر روی فلش و فانتزی به جای مواد حل مسئله و همسو با تخصص بنیانگذاران، برندها را به سرعت به بیراهه می کشاند. آنها پا را از دست می دهند – اگر همیشه آنجا بود – و سقوط می کنند.

درسی که در اینجا وجود دارد، درس جدیدی نیست، اما زمانی که کارآفرینان جدید در مرکز قرار می گیرند، باید تکرار شود. شما می توانید با یک “وای” سطحی توجه عموم را به خود جلب کنید، اما فقط لحظه ای. اگر متعهد شوید محصولی بسازید که ارزش همیشه سبز داشته باشد و راه حلی که می سازید با تخصص در دسترس انجام شود، شانس بسیار بیشتری برای طول عمر خواهید داشت.

آیا ترجیح نمی‌دهید به عنوان یک کسب‌وکار حل‌ال مشکل، که برای ماندگاری طراحی شده است، شهرت داشته باشید تا کسب‌وکار زرق و برق‌آمیز و سریع و سریع؟

(توجه: آمار درج شده در عنوان از Investopedia / اداره آمار کار تهیه شده است)

نظراتی که در اینجا توسط ستون نویسان Inc.com بیان می شود، نظرات خودشان است، نه نظرات Inc.com.