اگر ایلان ماسک یک دکمه ویرایش برای شغلش داشت، این همان کاری است که او می‌گفت جور دیگری انجام می‌داد.



پنجشنبه روز شلوغی برای ثروتمندترین فرد جهان بود. ایلان ماسک نه تنها یک تلاش خصمانه برای تصاحب در توییتر را آغاز کرد، بلکه در کنفرانس TED با مجری کریس اندرسون روی صحنه مصاحبه کرد.

با توجه به موضوع توییتر، سوالات واضحی وجود داشت، مانند “چرا توییتر بخریم؟”

ماسک پاسخ داد: «این راهی برای کسب درآمد نیست. “احساس قوی و شهودی من این است که داشتن یک پلتفرم عمومی که حداکثر مورد اعتماد باشد و به طور گسترده شامل شود، برای آینده تمدن بسیار مهم است.”

در حالی که آن بخش از مصاحبه مطمئناً به موقع ترین بود – و بیشتر مورد توجه قرار گرفت – من سؤال دیگری را که اندرسون پرسید بسیار جالب تر بود. همچنین اتفاقاً برای هر رهبر درس قدرتمندی است.

«اگر می‌توانستید به گذشته برگردید و یکی از تصمیم‌هایی را که در این مسیر گرفته‌اید تغییر دهید، دکمه ویرایش خودتان، کدام یک می‌بود و چرا؟» اندرسون پرسید.

با توجه به اینکه ماسک گفته است که دکمه ویرایش توییت‌ها یکی از چیزهایی است که او در توییتر خواهد آورد، این سوال واضحاً هوشمندانه بود. با این حال، سوال خوبی است.

من هرگز کسی را ندیده ام که آرزو نداشته باشد بتواند چیزی را در زندگی یا حرفه خود تغییر دهد. همه ما اشتباهات و انتخاب های زیادی مرتکب شده ایم که آنطور که ما انتظار داشتیم پیش نیامده است. در این موارد، سخت است که آرزو نکنیم ای کاش دکمه ویرایش داشتیم.

با این حال، پاسخ ماسک به طور قابل توجهی صریح بود – چیزی که ما معمولاً از مدیران اجرایی دریافت نمی کنیم. ماسک پاسخ داد: «بنابراین ما اساساً تقریباً همه جنبه‌های خط تولید مدل 3 را به هم ریختیم. “از سلول‌ها، بسته‌ها، موتورهای درایو، خط بدنه، مغازه رنگ‌سازی، مونتاژ نهایی، همه چیز. همه چیز به هم ریخته بود.”

ماسک قبلاً گفته بود که مدل 3 تقریباً شرکت را ورشکست کرده است – این در عرض یک ماه پس از سقوط بود. از پاسخ او مشخص است که استرس حفظ تسلا از شکست، آسیب عمیقی به او وارد کرده است.

“من سه سال در کارخانه‌های فرمونت و نوادا زندگی کردم و آن خط تولید را تعمیر کردم… مانند دیوانه‌وار در تمام قسمت‌های آن کارخانه می‌دویدم. با تیم زندگی می‌کردم. پا به زمین گذاشتم تا تیمی که در حال گذراندن یک مشکل است. به سختی می‌توانستند من را روی زمین ببینند، زیرا می‌دانستند که من در برج عاج نیستم.»

چند درس قدرتمند در پاسخ های او وجود دارد. اولین مورد این است که داشتن خودآگاهی برای درک اینکه شما به هم ریخته اید یکی از مهم ترین عوامل موفقیت است. این خیلی ساده است، واقعا. اگر موفق نیستید، اما نمی توانید آن واقعیت را بپذیرید یا دلیل آن را بفهمید، احتمال تغییر شرایط شما خیلی خوب نیست.

در آن زمان، تسلا در نقطه اوج قرار داشت. ماسک بیش از یک بار گفته است که مهم‌ترین چیزی که تسلا می‌سازد، خودروهای الکتریکی آن نیست. این «دستگاهی است که ماشین را می‌سازد».

نظر او این است که برای اینکه تسلا در ساخت خودروهای برقی چیزی که بازار انبوه آن را بخرد موفق باشد، باید بتواند آنها را در مقیاس بسازد. به نظر می رسد که این یک چالش بزرگ است. کشف چگونگی حل آن مشکل، کلید موفقیت شرکت امروز بود.

احتمالاً چیزی که ماسک می‌گوید این است که چیزهای بیشتری را زودتر به دست می‌آورد، بنابراین می‌تواند از آنچه او به عنوان «سه سال جهنم» یاد می‌کند اجتناب کند. مسئله این است که گاهی باید قبل از رسیدن به سرزمین موعود از بیابان عبور کرد.

فکر می‌کنم شایان ذکر است که ماسک شخصاً سرمایه‌گذاری کرده و شخصاً در رفع مشکل مشارکت داشته است. در بیشتر مواقع، رهبری که درگیر عملیات روزمره می شود به این معنی است که سازمان با مشکل واقعی مواجه است. در این مورد، مشخص بود که تسلا یک مشکل واقعی دارد. آینده شرکت در خطر بود و این بدان معنا بود که ماسک باید همه چیز را در اختیار داشته باشد.

شما می توانید استدلال کنید که خوابیدن در کف کارخانه کمی افراطی است، اما من فکر می کنم نمونه ای که او می خواست برای تیمش ایجاد کند ارزشمند است. هر تیمی سرنخ خود را از رهبر می گیرد. هیچ سوالی در مورد پیامی که ماسک ارسال می کرد وجود ندارد – این مهم ترین کاری است که می توانم با وقتم انجام دهم.

من مطمئن هستم که او دوست دارد تولید و عرضه مدل 3 را متفاوت انجام دهد. با این حال، درس هایی که آنها ارائه می دهند، ارزش به خاطر سپردن دارند.

نظراتی که در اینجا توسط ستون نویسان Inc.com بیان می شود، نظرات خودشان است، نه نظرات Inc.com.