آخرین استراتژی Peloton برای نجات شرکت اولین کاری است که هیچ شرکتی نباید انجام دهد



بری مک کارتی، مدیرعامل جدید پلوتن، چند ماه سخت می گذرد. از زمانی که او در ماه فوریه این شرکت مشکل‌ساز را از بنیانگذار آن، جان فولی، تحویل گرفت، سهام آن به کاهش خود ادامه داد. اکنون در دوران حضور او در این نقش 38 درصد کاهش یافته است. نه تنها این، سهامدار فعال، بلک ولز، ارائه ای را منتشر کرده است که مک کارتی را به دلیل عدم تغییر سریع شرکت به سرعت مورد انتقاد قرار داده است.

شاید با احساس فشار، مک کارتی اولین اقدام بزرگ خود را برای افزایش درآمد – با افزایش قیمت اشتراک ها اعلام کرده است. این شرکت اکنون 44 دلار در ماه برای اشتراکی که قبلاً 39 دلار در ایالات متحده هزینه می کرد، دریافت می کند. در بیانیه ای در مورد افزایش قیمت، این شرکت اشاره می کند که این اولین بار در هشت سال گذشته است که این کار را انجام می دهد.

در همان زمان، Peloton همچنین قیمت دوچرخه خود را 300 دلار و Bike Plus را 500 دلار کاهش می دهد. مهم نیست که همین چند ماه پیش، Peloton قیمت های خود را افزایش داد. خب، در واقع، تحویل و راه اندازی رایگان آنها را متوقف کرد و در عوض 250 تا 300 دلار به هزینه محصولات Bike and Tread اضافه کرد.

در حال حاضر، هنوز هزینه تحویل را در دوچرخه سطح پایه از شما دریافت می کند، اما هزینه خود سخت افزار را کاهش می دهد، که قیمت را به 1495 دلار می رساند. احتمالاً، ایده این است که موانع ورود را با کاهش هزینه سخت افزار به امید جبران آن در هزینه های اشتراک، کاهش دهیم.

این یک ایده عالی است به جز قسمتی که در آن هیچکس که در ژانویه یک دوچرخه Peloton را به قیمت 1495 دلار نخریده بود، اکنون قصد خرید دوچرخه‌ای با همان قیمت را ندارد. در همین حال، شما از مشتریان فعلی خود انتظار دارید مشکلات برنامه ریزی ضعیف و درآمد شما را جبران کنند.

نکته در مورد افزایش قیمت اشتراک این است که مشتریان از آن متنفرند. این یک چیز است که هنگام اعلام یک ویژگی جدید یا مقداری ارزش اضافی، برای چیزی بیشتر بپردازید. وقتی امروز باید بیشتر از دیروز پول بپردازید، اما احساس نمی‌کنید که چیزی بیشتر دریافت می‌کنید، زمانی فرا می‌رسد که احتمالاً تصمیم می‌گیرید که ارزشش را ندارد.

اگر منصف باشیم، پلوتن خاطرنشان می‌کند که تعداد کلاس‌هایی که امروز ارائه می‌کند بسیار بیشتر از سال 2014 است. این مطمئناً درست است، اما اگر باید سعی کنید مردم را متقاعد کنید که با قرار دادن نمودار به آنها ارزش بیشتری می‌دهید. ، احتمالاً در حال از دست دادن استدلال هستید. بیشتر مردم فقط احساس می کنند که شما حریص می شوید.

این حرکت البته اجتناب ناپذیر بود. مک کارتی بیشتر دوران حرفه ای خود را صرف شمارش پشته های دلار اشتراک در اسپاتیفای و قبل از آن نتفلیکس کرد. واقعاً تعجب آور نیست که این شرکت از کتاب بازی مشابهی پیروی می کند.

علاوه بر این، اشتراک یک مدل تجاری عالی است. چیزهای کمی وجود دارد – به عنوان یک کسب و کار – از متقاعد کردن مشتریان خود به واگذاری 10 دلار یا 20 دلار یا 40 دلار در ماه اساساً تا پایان عمر.

به جز، نتفلیکس قیمت ها را افزایش می دهد زیرا تقریباً هیچ مشتری جدیدی برای ثبت نام در خدمات آن وجود ندارد. در حال حاضر گزینه پیش‌فرض برای اکثر خانواده‌ها در مورد خدمات پخش جریانی است. در ایالات متحده به حد اشباع رسیده است و تنها راه برای ادامه رشد آن این است که هزینه بیشتری از مشتریان فعلی خود دریافت کند.

همچنین پلوتون نتفلیکس نیست.

مطمئناً، شرکت تناسب اندام متصل دارای یک نام تجاری قوی و طرفداران وفادار است، اما یک محصول لوکس سطح بالا است. در طول همه‌گیری همه‌گیری بسیار خوب بود، زیرا وقتی باشگاه‌های ورزشی بسته بودند و همه در داخل خانه ماندند، مردم به دنبال جایگزینی بودند. مشکل اصلی آن این است که به ذهن هیچ کس نرسیده باشد که تعداد محدودی از مردم مایل به خرج کردن این مقدار پول برای یک دوچرخه ثابت هستند، به خصوص زمانی که دوباره شروع به بیرون رفتن کردند.

همچنین، تا زمانی که فصل بعدی Ozark را از دست بدهید، نتفلیکس بسیار آسان است. از طرف دیگر، اگر 2000 دلار برای یک قطعه از تجهیزات بدنسازی پرداخت کرده اید که برای دسترسی به بهترین ویژگی آن (کلاس ها) باید هزینه ماهانه نیز بپردازید، متوقف کردن پرداخت اشتراک ماهانه کمی سخت تر است. اگر این کار را می کنید، ممکن است دوچرخه ای بسیار ارزان تر خریداری کرده باشید.

که، نوعی مشکل است. آخرین کاری که Peloton می تواند انجام دهد این است که مشتریان فعلی خود را از خود دور کند. مطمئناً، ممکن است اجتناب‌ناپذیر باشد که این شرکت قیمت‌های اشتراک را افزایش دهد. ممکن است روی کاغذ منطقی باشد و شرکت مطمئناً به کمکی که می تواند دریافت کند نیاز دارد. موضوع این است که این شرکت به دلیل مشتریانش وارد این آشفتگی نشد. وادار کردن آنها به پرداخت بیشتر برای کمک به خروج از آن کاری است که هیچ شرکتی نباید انجام دهد.

نظراتی که در اینجا توسط ستون نویسان Inc.com بیان می شود، نظرات خودشان است، نه نظرات Inc.com.